پيس ميکر چيست و چگونه کار مي کند؟

[ad_1]


پيس ميکر چيست و چگونه کار مي کند؟

  بزرگنمايي:

چه خبر –

با پيس ميکر ها آشنا شويد

پيس ميکر يا ضربان ساز داراي دو بخش است: منبع تامين نيرو يا باتري و مدار الکترونيکي. ضربان ساز داراي يک بدنه فلزي است تا مايعات وارد آن نشوند. ضربان ساز حدود 50-25 گرم وزن دارد و اندازه آن کوچک تر از يک قوطي کبريت است. اکثر ضربان سازها باتري ليتيومي دارند.

سيستم ضربان ساز داراي يک ژنراتور ضربان ساز و يک يا دو ليد ( سيم ) است. به ضربان سازهايي که داراي يک ليد هستند ضربان ساز يک حفره اي و به ضربان سازهايي که دو ليد دارند ضربان ساز دو حفره اي گفته مي شود.

با پيس ميکر ها آشنا شويدبا پيس ميکر ها آشنا شويد

طول عمر اين باتري ها حدود 10-6 سال است. در مدار الکترونيکي ضربان ساز، انرژي از باتري گرفته شده و به تعدادي ايمپالس هاي الکتريکي تبديل مي گردد.

اين ايمپالس ها از طريق الکترود به سمت قلب هدايت مي شوند. هر ايمپالس الکتريکي که از ضربان ساز خارج مي شود موجب تحريک قلب و انقباض آن مي گردد. سرعت خارج شدن اين ايمپالس ها را سرعت تخليه مي گويند.

در برخي از ضربان سازها ايمپالس هاي الکتريکي به طور ثابت ايجاد مي شود، ولي اغلب به شکل (( در صورت نياز )) کار مي کند. در صورت نياز به اين معنا است که اگر ضربان ساز حس کند قلب فاقد ضربان يا ضربان آن خيلي پايين است با سرعت ثابت شروع به تخليه ايمپالس الکتريکي مي کند.

اگر ضربان به طور طبيعي وجود نداشته باشد تخليه ايمپالس ها ادامه پيدا خواهد کرد. اما اگر ضربان ساز حس کند که قلب به طور طبيعي کار مي کند ايمپالس نمي فرستد. برخي از ضربان سازها قادرند در مواردي هم چون ورزش کردن سرعت تخليه خود را افزايش دهند. بسياري از ضربان سازها داراي قابليت برنامه ريزي هستند تا بر اساس نيازهاي بدن به فرستادن ايمپالس الکتريکي به سمت قلب اقدام کنند. حتي بعد از کار گذاشتن ضربان ساز مي توان با استفاده از دستگاه هاي برنامه ريزي کننده خارجي و توسط سيگنال هاي الکترومغناطيسي به برنامه ريزي مجدد پرداخت.

برخي از ضربان سازها داراي يک حس گر هستند که مي تواند ريتم قلب را شناسايي و به طور اتوماتيک سرعت تخليه خود را با استفاده از برنامه ريزي خارجي تنظيم کند. هم چنين برخي از ضربان سازها قادرند اطلاعات مربوط به ريتم هاي طبيعي قلب را آناليز و ذخيره کنند. اين اطلاعات را مي توان هنگام مراجعه بيمار براي پي گيري در کلينيک ضربان ساز بازيابي کرد.

پيس ميکر ضربان ساز دو حفره ايپيس ميکر ضربان ساز دو حفره اي

نوع جديدي از ضربان سازها تحت عنوان ضربان ساز دو بطني ( CRT ) در درمان نارسايي قلب مورد استفاده قرار مي گيرند. گاهي در نارسايي قلبي، حفرات بطني به طور هم زمان تخليه نمي شوند. در صورتي که پمپ کردن خون به طور هم زمان صورت نگيرد خون کم تري از قلب خارج خواهد شد. ضربان ساز دو بطني موجب هماهنگ کردن زمان پمپ کردن بطن ها مي گردد و لذا مقدار خون خارج شده از قلب افزايش مي يابد. اين اقدام را هماهنگ سازي مجدد قلبي مي نامند. دستگاه هاي CRT داراي سه ليد هستند: يک ليد در دهليز راست، يک ليد در بطن راست و ليد سوم در سينوس کرونري تا بطن چپ را پيس کند.( دستگاه هاي CRT در ادامه شرح داده ميشوند )

پيس ميکر ضربان ساز دو بطني ( CRT )پيس ميکر ضربان ساز دو بطني ( CRT )

عملکردپايه اي پيس ميکر

همه پيس ميکرها داراي يک کلاک داخلي هستند که تعيين کننده زمان تحويل پالس بعدي است.همه پيس ميکرها يک مدار خروجي دارند که زمانيکه توسط تايمر ( زمان سنج) راه اندازي مي شود ، يک پالس با دوره تناوب و ولتاژ (يا جريان ، اگر در طراحي آن چنان باشد ) ثابت ايجاد مي کند.

پيس ميکرهايي که هم بافت بطني و هم دهليزي را تحريک مي کنند ، با دو مدار خروجي کار مي کنند. چناانکه خروجي بطني پس از يک تأخير A-V برنامه ريزي شده رخ مي دهد. دوره تأخير در اکثر پيس ميکرهاي دائمي قابل برنامه ريزي است، اما در پيس ميکرهاي قابل برنامه ريزي و پيس ميکرهاي ترتيبي A-V خارجي که در اتاق هاي عمل بکار ميروند ، مي تواند تغيير کند.

ضربان سازهاي demand يا قابل جلوگيري داراي مدارات تحليل ECG مي باشند.( که بوسيله الکترودهاي ضربان ساز تشخيص داده مي شود.)و سيگنال را جهت تداخلات الکترومغناطيسي روي صفحه نمايش ميدهد. اگر يک QRS تشخيص داده شود ، کلاک داخلي reset مي شود . در نتيجه تا زمانيکه پالس بعدي ايجاد شود ، تأخير زماني پيش مي آيد. ( يعني طول دوره گريز)

زماني که تداخل الکترومغناطيس رخ ميدهد ممکن است پيس ميکر تقاضا ، به مد آسنگرون برودو به صورت پيوسته ضربان سازي کند تا زمانيکه تداخل از بين برود و دوباره سيگنال طبيعي قلب تشخيص داده شود.قرار دادن يک آهنربا روي يک پيس ميکر قابل برنامه ريزي با غير قابل برنامه ريزي نيز دستگاه را به مد آسنکرون تبديل مي کند ولي فقط طي مدت زماني که آهنربا نگهداشته مي شود. بسياري از پيس ميکرهاي demand ( تقاضا) پس ماند را نيز نمايش ميدهند که در آن مولد پالس متوقف مي شود تا زماني که نرخ طبيعي قلب به نرخي (60 ضربان در دقيقه ) کمتر از نرخ ضربان سازي (72 ضربان در دقيقه ) سقوط کند. زمانيکه پيس ميکر ضربان سازي را شروع مي کند ، تا زمانيکه نرخ طبيعي قلب به بالاتر از نرخ ضربان سازي شده برسد ، متوقف نمي شود مگر اينکه پيس ميکر مدلي با « جستجوي پسماند » باشد که در فواصل معين ريتم اساسي در زير قرار گرفته را تعيين مي کند.برخي پيس ميکرها در ضربان سازي و حس کردن هم بطن و هم دهليز توانمند هستند.

چنين توانايي به پيس ميکر اجازه مي دهد که نه تنها نرخ بطني مناسب ، بلکه ضربه دهليز قبل از هر انقباض بطني را تضمين ميکند. اين پيس ميکرها (طبقه بندي DDD – بخش بعدي را ببينيد) نرخ دهليزي حداقل را ضمانت مي کنند و همچنين اين اطمينان را حاصل مي کنند که يک انقباض بطني در زمان مشخص بعد از هر انقباض دهليزي رخ ميدهد.

بخش الکترونيکي پيچيده است زيرا هميشه رخ دادن انقباض بطني پس از هر انقباض دهليزي مناسب نيست.بعنوان مثال ، يک تاکي کاردي دهليزي ممکن است نرخ بطني بيش از حدي را توليد نمايد.

همچنين ممکن است تداخل الکترومغناطيسي به عنوان يک نرخ دهليزي سريع تشخيص داده شود . ايجاد محدوديت در نرخ بطني معمولا در مدارات ايجاد مي شود و قابل برنامه ريزي است.

يک عارضه ديگر از تاکي کاردي غير مستقيم پيس ميکر ، ممکن است در پيس ميکرهاي DDD ايجاد شود که به عنوان نتيجه يک PVC يا هر دپلاريزاسيون با مبدأ بطني که در يک روش برگشتي از طريق گره AV به سمت دهليز هدايت شده، مي باشد.

يک PVC ممکن است سبب برگشت دپلاريزاسيون دهليزي شود که در شروع بوسيله پيس ميکر تشخيص داده مي شود. از اين رو يک ضربان ساز ايجاد شده بوسيله دپلاريزاسيون بطني بعد از وقفه پيش تنظيم A-V رخ ميدهد و دپلاريزاسيون بطني به سمت دهليز برگشت خواهد نمود و دوره خود نگهدار ميشود.

مي توان با افزودن يک دوره مقاوم ( فاصله ) دهليزي پس از بطن در مدار ، از تاکي کاردي غير مستقيم بطني جلوگيري نمود.

دوره فاصله با هر دپلاريزاسيون بطني شروع شده و به عنوان نمونه 300-400 ميلي ثانيه به طول مي انجامد و قابل برنامه ريزي است.در طول PVARP هيچ پاسخ بطني راه اندازي شده به دريافت دهليزي مجاز نخواهد بود ، بنابراين يک موج p برگشتي يا هر موج p زودهنگام ديگر ، منجر به دپلريزاسيون بطني ديگري نخواهند شد. اکنون اکثر پيس ميکرها توانايي متغير بودن نرخ ضربان سازي را دارا مي باشند.

روزگاري فقط بيماراني با گره SA سالم و پيس ميکرهايي که دهليز را حس و بطن را ضربان سازي ميکردند، مي توانستند نرخ قلبي خود رابا تقاضاي بدن تنظيم نمايند.

امروزه پيس ميکرهايي ساخته شده اند که در برخي روش ها سطح فعاليت بيمار را حس کرده و مطابق با آن (demand ) نرخ ضربان سازي ر اتنظيم مي کنند. ( ضربان سازي با نرخ متغير) چنين وسيله اي ، يک کريستال پيزوالکتريک را جهت تشخيص حرکت بدن که توسط ماهيچه هاي در زير قرار گرفته انتقال مي يابد ، بکار ميگيرند. نرخ ضربان سازي بوسيله سطح فعاليت حس شده تعيين مي شود.

متخصص بيهوشي بايد دقت کند که فعاليت ماهيچه قرار گرفته روي مولد ( فاسيکولاسيون از ساکسينولچلاين ) يا فشار روي مولد ( جراح روي مولد تکيه کند) ممکن است توسط واحد به عنوان يک فعاليت تفسير شود و منجر به افزايش نرخ قلبي شود. اگرچه به طور بعيدي ممکن است ناشي از فيلترهايي که ارتعاشات فرکانس بالا (سختي ، لرزش ، وسيله نقليه موتوري) و فرکانس پايين ( تنفس ، ضربان قلب) را فيلتر مي کنند باشد. روش ديگر تعيين وجود فعاليت فيزيکي ، بکارگيري آشکارساز نرخ تنفسي است. با استفاده از دستگاههاي الکترونيکي مشابه با مانيتورهاي بيهوشي که يک دم را حس مي کنند ( اندازه گيري امپدانسي) ، اين پيس ميکرها حداقل نرخ ضربان سازي را مطابق با نرخ تنفسي تنظيم مي کنند ، بطوريکه تنفس سريع نشان دهنده تحرک زياد مي باشد.

اين روش آشکارسازي نرخ تنفسي نيازمند اعمال جريان الکتريکي کوچکي به بيمار است.

زمانيکه سيستم آشکارساز نرخ تنفسي يک مانيتور براي بيماري با پيس ميکر نرخ متغير که از آشکارساز نرخ تنفسي نيز استفاده مي کند ، بکار مي رود ممکن است سيستم ها بر يکديگر اثرات متقابل داشته باشند.

پيس ميکر ممکن است جريان مانيتور بيمار را به عنوان تنفس سريع تفسير کند و متعاقبا ضربان سازي بيمار را در نرخ بسيار بالايي انجام دهد. اگر پيس ميکري ضربان سازي با نرخ متغير ايجاد مي کند ، بايد قبل از جراحي تعيين کنيد که بدانيد پيس ميکر چه روشي را براي تعيين فعاليت فيزيکي بکار مي برد.

اطلاعات خود در مقابل اثرات متقابل با داروها و تجهيزات را بالا ببريد و براي سر وکار داشتن با تاکي کاردي تدارک لازم راببينيد ( از فشار وارد کردن به پيس ميکر دست بکشيد ، منتظر بمانيد تا فاسيکولاسيون به انتها برسد ،آشکار ساز نرخ تنفسي روي مانيتور را وابسته به شرايط محيطي خاموش کنيد.)

ساختار فني دستگاه :

در حاليکه مدلهاي زيادي از پيس ميکر وجود دارد ولي هر کدام داراي قابليت منحصر به فردي هستند . هر پيس ميکر داراي يک توليد کننده نبض يا ژنراتور است که با باطري کار مي کند و همچنين داراي يک سيستم يا الکترود است که تحريک الکتريکي را به قلب مي رساند .

مولد پالس پيس ميکر يا ژنراتور:اين مولد پالس سيگنالهاي الکتريکي توليد ميکند که موجب تپش قلب مي شوند. اکثر مولد هاي پالس توانايي دريافت و پاسخ دادن به سيگنالهايي که توسط قلب فرستاده مي شوند را نيز دارند.

ژنراتور منبع انرژي پيس ميکر مي باشد که داراي مدارهاي الکترونيکي است و اين مدارها موظف به ايجاد ضربان زمان بندي و حساب شده و احساس فعاليتهاي قلبي مي باشند . باتري ژنراتور مي تواند از جنس ليتيم ، جيوه – روي و هسته اي باشد . ژنراتورهاي توليد کننده نبض داراي کنترل کننده هاي متعددي از قبيل برون ده انرژي الکتريکي ، سرعت (نرخ) ضربان قلب ، کيفيت و حساسيت پيس ميکر مي باشند.

1)برون ده انرژي الکتريکي (Output)

برون ده انرژي به شدت پالس الکتريکي که به وسيله ژنراتور به ميوکارد داده مي شود . اطلاق مي گردد . ميزان برون ده به وسيله ميلي آمپر (mA) اندازه گيري مي شود . تنظيم برون ده به وسيله پزشک در زمان وارد کردن پيس ميکر انجام مي گيرد و در پاياني ترين ميزاني که توليد دپولاريزاسيون مي کند (حد آستانه) تنظيم مي شود . البته به وضعيت فرد و محل قرار گيري پيس ميکر نيز وابسته است.

2) نرخ ضربان قلب (Rate):

نرخ ضربان قلب با توجه به هدف درماني و وضعيت باليني بيمار تنظيم مي شود . به استثناء موارد اندکي ، سرعت ضربان قلب معمولاً بين 70 تا 80 ضربان در دقيقه تنظيم مي شود .

3) حالت ايجاد ضربان :

دو نوع مد اساسي در ايجاد ضربان به وسيله پيس ميکر وجود دارد :

الف) مد سرعت ثابت ( Asynchronaus ياFixRate ) :

پيس ميکر ، پالس هاي الکتريکي را با سرعت ثابت ، بدون توجه به ريتم قلبي بيمار صادر مي کند . از عيوب مهم و خطرناک اين مد ايجاد ضربان با سرعت ثابت است که توجهي به ضربان قلب نداشته و اين خطر وجود دارد که تحريک پيس ميکر در مرحله آسيب پذيري عضله قلب (روي موج T ) ايجاد شود . مکانيسم R on T اتفاق افتاده و سبب تاکيکاردي و فيبريلاسيون بطني شود .

ب) مد تقاضا (Demand) :

در اين مد پيس ميکر با ريتم قلبي بيمار رقابت نمي کند و روي امواج طبيعي قلب تحريک نمي فرستد . در اين مد ، پيس ميکر در صورت نياز ، زماني تحريک را مي فرستد که سرعت ضربان قلب از حد تنظيم شده براي پيس ميکر کمتر باشد . در اين صورت پيس ميکر شروع به فعاليت و فرستادن تحريک مي کند و ضربان قلب را در يک حد طبيعي نگه مي دارد . اين مد ايجاد ضربان ، خطرات ايجاد ضربان با سرعت ثابت را ندارد .

4) حساسيت (sense) :

بيشتر در مد Demand استفاده مي شود . در اين حالت يک الکترود در نوک سيم پيس ميکر مي تواند فعاليت قلب خود بيمار را درک کند . در صورتيکه ضربان قلب توسط Sense احساس نشود ، پيس ميکر تحريک الکتريکي خود را مي فرستد و معمولاً بين 3-1 ميلي ولت تنظيم مي شود.

الکترودها :

براي تکميل مدار الکتريکي در يک سيستم پيس ميکر دو قطب مخالف (مثبت و منفي) لازم است . الکترودهاي دستگاه پيس ميکر ممکن است يک قطبي يا دو قطبي باشند . در نوع يک قطبي ، الکترود منفي در داخل قلب و الکترود مثبت در خارج قلب جاگذاري مي شود . از الکترود يک قطبي بيشتر در پيس ميکر دايم استفاده مي شود . در الکترود دو قطبي ، الکترودهاي مثبت و منفي هر دو روي يک سيم واحد به فاصله کمي از هم قرار گرفته و در داخل قلب کار گذاشته مي شوند .

يک يا دو سيم ( که ليد نيز ناميده مي شوند)؛ سيم هاي راهنما ( سيم هاي ليد ) سيم هاي انعطاف پذير روپوش داري هستند که سيگنالهاي الکتريکي را از مولد پالس به قلب منتقل ميکنند. ليدها ممکن است سيگنال ها از قلب به مولد پالس را نيز تقويت کنند.

يک انتهاي ليد به مولد پالس متصل ميشود . انتهاي الکترود ليد ، ممکن است در دهليز ، بطن يا هر دو قرار داده شود که اين مورد به حالتي که نيازمند جايگذاري پيس ميکر است بستگي دارد. پيس ميکري که دهليز راست يا بطن راست را پيس (منظم) ميکند،پيس ميکر « تک حفره » ناميده مي شود و پيس ميکري که هم دهليز راست و هم بطن راست را منظم ميکند و نيازمند دو ليد منظم کننده است ، پيس ميکر « دو حفره اي » خوانده ميشود.

پيس ميکرهاي قديمي تر سيگنال هاي الکتريکي شان را صرفنظر از نرخ ضربانات خود قلب ، در يک نرخ ثابت ارسال ميکردند. در حال حاضر تکنولوژي پيس ميکر بسيار پيشرفت يافته است . امروزه پيس ميکرها ميتوانند زمانيکه نرخ ضربان طبيعي قلب کمتر از نرخ برنامه ريزي شده در مدار پيس ميکر مي باشد ، آن را حس کنند و تشخيص دهند

اين امکان وجود دارد که آريتمي هم در بطن و هم در دهليز باشد . پيس ميکرهايي وجود دارند که سيم هاي راهنماي آنها هم در دهليز و هم در بطن قرار مي گيرند . ممکن است يک سيم ليد براي هر حفره استفاده شود و يا اينکه ممکن است يک سيم ليد توانايي حس و منظم سازي هر دو حفره را دارا باشد.

يک ICD يک سيم دارد که در بطن قرار ميگيرد که اصولاً جهت آريتمي هاي سريع بطني استفاده مي شود

بعضي از پيس ميکرها دراراي سه ليد (سيم) هستند. يکي در دهليز راست، يکي در بطن راست، وديگري در بطن چپ قرار مي گيرد. در اين نوع، ضربان بطن راست و چپ بطور همزمان صورت ميگيرد و در بيماراني که مبتلا به نارسائي قلبي شديد هستند اين نوع پيس ميکرمي تواند منجر به افزايش کارآئي قلب شود.

هر کدام از پيس ميکرهاي توضيح داده شده مي توانند سرعت ضربان قلب را بسته به نياز بيمار تغيير دهند. بدين معني که در زماني که بيمار فعالتر ميشود پيس ميکر مي تواند ضربان قلب را تندتر کند و در هنگام استراحت آن را کند نمايد

تغيير در نيازهاي فيزيولوژيکي که براي مثال در طول دويدن ، شنا کردن يا باغباني رخ ميدهند ، با خصوصيات تطبيقي نرخ ضربان پيس ميکر پيوستگي دارند. علاوه بر اين ، آخرين محصولات پيس ميکرهايي بيو ترونيک مي تواند با تغييرات ذهني هم واکنش نشان دهند.

هرانساني در هنگام تماشاي يک فيلم مهيج يا رخ دادن يک حادثه غيرمنتظره ، يک صعود ناگهاني در پالس يا فشار خون را تجربه ميکند. تحريکات حلقه بسته مي تواند نرخ همگام سازي را، هم با فعاليت هاي فيزيکي و هم با استرس هاي عاطفي وفق دهند. رنج گسترده بيوترونيک محصولات به پزشک اجازه تشخيص مناسب و درمان هر اختلال ريتميک را ميدهد.

بواسطه تحقيقات گسترده ، امروزه پيس ميکرهاي بيوترونيک نه تنها ازنظر تکنولوژي پيشرفت يافته اند که همچنين ايمن تر ، کوچکتر ، سبک تر و بسيار ساده و مؤثرتر شده اند .

موادي که در ساخت ضربان ساز استفاده مي شوند بايد به گونه اي باشند که غير سمي و قابل استريل شدن بوده، بتوانند در شرايط محيط بدن به خوبي عمل کنند. بخش هاي مختلف ضربان ساز از جمله محفظه، ميکروالکترونيک و ليدهاي آن همگي بايد از مواد سازگار با بيولوژي بدن باشند. محفظه معمولاً از تيتانيوم يا آلياژهاي آن ساخته مي شود. ليد نيز معمولاً از آلياژ فلزي است، ولي توسط يک پليمر مثل اورتال عايق بندي مي شود. تنها نوک فلزي ليد، سخت است. مدار نيز معمولاً از نيمه هادي هاي سيليکون ساخته مي شود.

ويژگيهاي مهم الکترودها

– از لحاظ مکانيکي با دوام

مواد نمي توانند: در بافت حل شوند.بافت را تحريک کنند.تحت اثر واکنش الکتريکي ناشي از تحريک قرار گيرند.پاسخ بيولوژيکي نشان دهند.

– واسط مناسب با ليدها

مدل هاي رايج: پلاتين ، آلياژ پلاتين و ديگر آلياژهاي ويژه استفاده شده اند.

طراحي

الف )ژنراتور:

موادي که در ساخت ضربان ساز استفاده مي شوند بايد به گونه اي باشند که غير سمي و قابل استريل شدن بوده، بتوانند در شرايط محيط بدن به خوبي عمل کنند. بخش هاي مختلف ضربان ساز از جمله محفظه، ميکروالکترونيک و ليدهاي آن همگي بايد از مواد سازگار با بيولوژي بدن باشند. محفظه معمولاً از تيتانيوم يا آلياژهاي آن ساخته مي شود. ليد نيز معمولاً از آلياژ فلزي است، ولي توسط يک پليمر مثل اورتال عايق بندي مي شود. تنها نوک فلزي ليد، سخت است. مدار نيز معمولاً از نيمه هادي هاي سيليکون ساخته مي شود.

– انواع مختلفي از ضربان سازها وجود دارند. انجمن پيس و الکتروفيزيولوژي آمريکاي شمالي آن ها را بر اساس نوع حفره اي که پيس در آن صورت مي گيرد، حفره اي که حس شدن فعاليت الکتريکي انجام مي شود، و قابليت برنامه ريزي تقسيم بندي مي کند. عليرغم مدل هاي متنوعي که وجود دارد کليه ضربان سازها اساساً از يک باتري، سيم، ليد و مدار تشکيل يافته اند.

وظيفه اوليه باتري فراهم کردن انرژي لازم براي تحريک قلب توسط جريان الکتريکي است. علاوه بر اين، قسمت هاي حس کننده و زمان بندي ضربان ساز نيز توسط باتري تغذيه مي شود. چون اين باتري ها در بدن کار گذاشته مي شوند بايد داراي خصوصيات ويژه اي باشند. اول اين که بتوانند حدود 5 ولت انرژي ايجاد کنند که از مقدار مورد نياز براي تحريک قلب بيش تر است. دوم اين که بتوانند انرژي خود را سال ها حفظ کنند. حداقل عمر آن ها 4 سال است. سوم اين که داراي نيمه عمر مشخص باشند تا پزشک بتواند پيش بيني کند که چه زمان بايد آن ها را تعويض کند.

باتري ها داراي دو فلز هستند که آند و کاتد را تشکيل مي دهند. انواع باتري شامل يديد ليتيوم، اکسيد نيکل کادميوم و باتري هاي هسته اي هستند. ليدهاي ضربان ساز، شامل سيم هاي باريک و عايقي اند که توسط آن ها جريان الکتريکي از باتري به سمت قلب هدايت مي شود.

بر اساس نوع پيس ميکر، اين ليدها در پيس ميکرهاي تک حفره اي به صورت منفرد و در پيس ميکرهاي دو حفره اي زوج هستند. اين سيم ها بايد قابليت انعطاف داشته، در مقابل پاره شدن مقاوم باشند. ليدها بر اساس شکل نوک انواع مختلفي دارند. بسياري از آن ها داراي يک نوک پيچ مانند هستند که اتصال آن ها را به ديواره قلب تسهيل مي کند. مدار ضربان ساز، در واقع، قلب کنترل کننده آن است. در اين مدار، قسمت هايي هم چون حس گرها و کنترل کننده هاي ولتاژ و مدارهاي زمان بندي و کنترل کننده هاي قابل برنامه ريزي از خارج قرار گرفته اند.

مدار اساساً از مقاومت، خازن، ديود و نيم هادي ها تشکيل شده است. مدارهاي پيس ميکرهاي مدرن داراي پيشرفت هاي وسيع شده اند. با به کار گيري نيم هادي ها، بردهاي مدار بسيار کوچک تر گرديده اند. اين مدارها بايد داراي طول عمر زياد و مقاوم به گرما بوده، مصرف انرژي آن ها پايين باشد.

ب) ليد ها:

1 – ليدهاي داخل وريدي موقت،

2 – ليدهاي ضربان ساز دائم،

3 – ليدهاي قفسه سينه اي.

ليد استفاده شده در ضربان ساز موقت به صورت يک قطبي يا دو قطبي است.

در سيستم دو قطبي، دو الکترود مثبت و منفي در داخل قلب قرار مي گيرند.

در سيستم يک قطبي تنهايک الکترود ( منفي ) در تماس مستقيم با قلب است.

در هر دو سيستم، جريان از ترمينال منفي ژنراتور خارج شده، از طريق ليد به سمت الکترود منفي و قلب مي رود. سپس جريان از طريق الکترود مثبت ( زمين ) به طرف ليد برگشته، به ترمينال مثبت ژنراتور مي رود.

ليد استفاده شده در ضربان ساز داخل وريدي داراي دو الکترود بر روي يک کانتر است الکترود ديستال يا منفي در نوک ليد ضربان ساز قرار دارد و الکترود مثبت در يک سانتي متري الکترود منفي است. الکترود منفي به ترمينال منفي ژنراتور و الکترود مثبت به ترمينال مثبت ژنراتور وصل مي شود. اين اتصال مستقيماً يا از طريق يک رابط صورت مي گيرد. ليدهاي موقتي از طريق يک شيت به داخل بطن راست عبور داده مي شوند. معمولاً عبور ليد ( الکترود آندو کاردي ) از طريق وريد راني، وريد تحت ترقوه اي يا ژوگولار داخلي و تحت فلوروسکوپي يا در بستر بيمار صورت مي گيرد.

در روش اپي کارديال، الکترود ضربان ساز، درست روي اپيکارد قرار مي گيرد. خود وسيله نيز زير پوست شکم گذاشته مي شود. اين روش در بيماراني که هم زمان عمل جراحي قلب دارند انجام مي شود. سيستم ليد دو قطبي اپي کارديال داراي دو سيم عايق جداگانه ( الکترود مثبت و الکترود منفي ) است که به طور شل به اپي کارد بطن يا دهليز راست بخيه مي شوند تا عمل ضربان سازي صورت گيرد و سر ديگر آن از قفسه سينه عبور داده مي شود. معمولاً سيم مربوط به دهليز از سمت راست جناغ و سيم مربوط به بطن از سمت چپ جناغ بيرون آورده مي شود. هر دو ليد در تماس با ميو کارد هستند. يک سيم ديگر به عنوان زمين يا مثبت در نظر گرفته مي شود. لذا از هر يک از سيم ها مي توان به عنوان الکترود منفي يا ضربان ساز استفاده کرد. در صورت عدم نياز، در روزهاي اول تا سوم بعد از عمل اين سيم ها خارج مي شوند.

در سيستم هاي يک قطبي ( اپي کارديال يا داخل وريدي ) تنها يک الکترود منفي وجود دارد که در تماس با قلب است.

در ضربان ساز دائم پوشش فلزي ژنراتور به عنوان قطب مثبت به کار مي رود.

در سيستم يک قطبي اپي کارديال قطب مثبت را مي توان از سيم فلزي بخيه شده به پوست قفسه سينه يا از بخش فلزي الکترود ECG تامين کرد.

پيس ميکر چگونه ضربان قلب را تنظيم ميکند؟

پيس ميکر ميتواند ريتم قلب را تشخيص دهد و براساس آن و همچنين براساس آنچه که توسط پزشک برنامه ريزي شده است ميتواند در زمان لازم با فرستادن موج الکتريکي به قلب ريتم طبيعي آن را حفظ کند. اکثر پيس ميکرها همچنين ميتوانند فعاليت بيمار مانند از پله بالا رفتن و يا ورزش کردن را تشخيص داده و ضربان قلب را براساس ميزان فعاليت، تند يا کند نمايند. اغلب افراد نمي توانند اين موج الکتريکي را احساس کنند. موج الکتريکي يک پيس ميکر بسيار کوچک مي باشد. اگر شما آن را احساس کرديد، پزشک شما با تغيير برنامه ريزي پيس ميکر ميتواند آن را برطرف کند.

انواع ضربان سازها

ضربان سازها در هنگام فقدان يا موثر نبودن ضربانات ذاتي قلب به صورت موقت يا دائم مورد استفاده قرار مي گيرند.

ضربان سازهاي موقت

ضربان سازهاي موقت يا خارجي به سه صورت مورد استفاده قرار مي گيرند:

در حين جراحي قلب که در طي آن سيم ضربان ساز از طريق انسزيون به سطح قفسه سينه آورده شده و به ژنراتور متصل مي گردد.عبور دادن سيم ضربان ساز از طريق يک وريد به داخل حفره قلب. ضربان سازهاي موقتي وريدي به دو صورت يک يا دو حفره اي مورد استفاده قرار مي گيرند. ارسال تحريک الکتريکي از طريق پدهاي پوستي که روي قفسه سينه قرار داده مي شوند.

منبع: pezeshk.us






[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *