باهنر: ميترسم در انتخابات بعدي يک حراف رئيس جمهور شود

[ad_1]


باهنر: ميترسم در انتخابات بعدي يک حراف رئيس جمهور شود

  بزرگنمايي:

چه خبر – بخشي از صحبت هاي باهنر در مورد اصولگرايان و انتخابات

محمدرضا باهنر : الان وقتي با مسئولين تماس مي‌گيرم، منشي گوشي را بر مي‌دارد و مي‎پرسد شما؟ مي‌گويم باهنر هستم. مي‎پرسد از كجا؟ من هم ميگويم از منزل!(خنده) الان جايي نداريم ديگر! اما در هر صورت فعاليت‌هايم سرجايش است و كارهايمان را انجام مي‎دهيم.

جريان اصولگرايي طيف وسيعي است از افرادي كه مقداري تند مزاج هستند تا آدم هايي كه يك مقدار نرم تر برخورد مي‌كنند. اين ها معمولا در بزنگاه هايي مانند انتخابات تلاش مي‌كنند جمع شوند و حرف واحدي را بيان كنند. اما در شرايط غير انتخاباتي و شرايط طبيعي دنبال آن شخصيتي كه باشد و حرف آخر را بزند، نيستند

 اينكه تصور كنيم كه از روز اول منعقد شدن جمنا مثلا تصميم داشتند كه آقاي رئيسي را بياورند، من به شما اطمينان مي‎دهم كه اصلا اينطور نبود. در اين مسير آقاي قاليباف و آقاي رئيسي ماندند و در نهايت آقاي قاليباف كناره گيري كرد.

موافقت و مخالفتم با ادامه حضور انتخاباتي آقاي قاليباف شناور بود. مثلا يك هفته مانده به انتخابات جمع بندي من اين بود كه مثلا هر سه يا 4 نفر باشند، يعني آقاي رئيسي،‌ قاليباف و ساير دوستان هم باشند. اما سه شنبه يا چهارشنبه من هم به اين نتيجه رسيدم كه آقاي قاليباف كنار برود بهتر است.

 مي‎خواهم بگويم كه اين مسير حتما بايد اصلاح شود. ظرف 20 روز يا يك ماه فردي به صحنه مي آيد و اين اتفاقات مي افتد. شما اگر نظرسنجي‎ها را ببينيد،‌ در دوره هاي مختلف از آقاي خاتمي گرفته تا اقاي احمدي نژاد يك ماه مانده بود به انتخابات، يك باره خيز گرفتند و بالا آمدند. يعني يك رشد طبيعي مبتني بر برنامه و سوابق نداشتند. به نظر من اين راه بايد اصلاح شود وگرنه تصور كنيد براي دو يا سه دوره بعد اگر از فيلتر شوراي نگهبان يك فردي كه «حراف»است، بتواند عبور كند، به راحتي رئيس جمهور مي شود!

اينكه بخواهيم اين 16 ميليون راي (آراي رئيسي) را تفكيك كنيم يك مقدار سخت است. اين موضوع در مورد طرف برنده هم صدق مي كند. خدا درجات آقاي رفسنجاني را متعالي بگرداند، اين اواخر يك جايي گفته بودند كه اگر ما از آقاي روحاني در سال 92 حمايت نمي كرديم،‌ ايشان 5 درصد رأي بيشتر نمي آورد. نمي‎خواهم بگويم اين عدد دقيق است اما به هر حال اگر حمايت اقاي هاشمي و اصلاح طلبان نبود، رأي آقاي روحاني اينگونه نبود.

 طبيعي است كه آقاي رئيسي و ‌آقاي قاليباف هم مي توانند براي 1400 نامزد باشند. بنده هم مي توانم باشم! (خنده) نه اينكه حالا شما اين را تيتر كنيد و بنويسيد باهنر نامزد رياست جمهوري بعد است! من خودم را جز آن گروهي گذاشتم كه بيكار بودند و ثبت نام مي كردند. خيالتان را راحت كنم كه من جز ثبت نام كنندگان 1400 نيستم! مي‏‎خواهم بگويم كه خيلي ها مي‎توانند بالقوه براي انتخابات 1400 نامزد باشند. اما اينكه چطور اين موضوع بالفعل شود و چطور جريان سازي انجام شود، بايد بررسي شود.

 حتي من باهنر هم ممكن است نااميد باشم از اينكه كسي از دوستان من به كابينه برود، اما شايد علاقه مند باشم كساني در كابينه جاي بگيرند كه خيلي هم شمشير را از رو براي من و دوستانم نكشند!

فعلا كه اين سه رئيس جمهور اخير ما كه في البداهه اي بودند. آقاي خاتمي، آقاي ‌احمدي نژاد و آقاي روحاني يك ماه مانده بود به انتخابات آمدند و رئيس جمهور شدند. حالا ممكن است كه دور آينده هم يك فردي همينطور انتخاب شود.

در زمان انتخابات،‌ شايد همه جريان ها دنبال چهره اي هستند كه ميزان رأي آوريش بالا باشد. روي رأي آوري هم خيلي از پارامترها اثر دارد. من باز تكرار مي‎كنم در اين فضايي كه ما جلو مي رويم، ميترسم که در انتخابات رياست جمهوري 1400 يك «حراف» انتخاب شود!كسي كه در انتخابات رياست جمهوري بتواند زود جواب دهد، پايين و بالا كند و سريع لوله كند و از اين حرف‌ها…. اين مسائل را بايد برايش فكري كرد. اين مسير، مسير عاقبت به خيري نيست. بايد صدا و سيما و رسانه ها، اين مسير را يك مقدار اصلاح كنند.

من گفته ام كه الان ديگر موفقيت دولت را موفقيت نظام مي دانم. شايد تا چند روز قبل رقيبمان بود اما امروز حتي آنهايي كه اعتقاد دارند دولت ضعيف است، بايد همراه آن باشند و کمک کنند. مثلا دولت را يك ليوان آب فرض كنيم كه يك مقداري از ليوان خالي است، فرض كنيد 50 درصد از اين ليوان آب دارد،‌ اما برخي مي‎خواهند وانمود كنند كه تنها 30 درصد ظرفيت اين ليوان آب است، خب اين 50 درصد دارد براي نظام كار مي‎كند و هر چه ظرفيتش را كمتر كنيم نظام و مردم ضرر مي بينند.

 

منبع: isna.ir

 






[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *